تبليغاتX
این ابر در گلو مانده
 

خبرگزاری ایسنا:برگزيدگان جايزه‌ي شعر منصور بني‌مجيدي معرفي شدند

برگزيدگان جايزه‌ي شعر منصور بني‌مجيدي معرفي شدند

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1388/04/13
07-04-2009
12:25:34
8804-06074: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

جايزه‌ي شعر منصور بني‌مجيدي با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نخستين دوره‌ي اين جشنواره كه هم‌زمان با نخستين سالگرد درگذشت منصور بني‌مجيدي - شاعر آستارايي - برگزار شد، 85 شاعر از سراسر كشور شركت داشتند و 270 اثر ارسالي در دو مرحله مورد بررسي قرار گرفت.

هيأت‌داوران اين جشنواره متشكل از اكبر اكسير، عليرضا پنجه‌اي و عليشاه مولوي در مرحله‌ي اول، حميدرضا اقبال‌دوست ، رومينا پوررستم، آرش پورعليزاده، ستار جانعلي‌پور، بابك خوشجان، آزاده دواچي، هاني شجاعي، ساغر شفيعي، سعيده كشاورزي، داوود ملك‌زاده، آرش نصرت‌اللهي و محمد مفتاحي را به عنوان شاعران برگزيده انتخاب و در مرحله‌ي پاياني، جايزه‌ي اول را به سعيده كشاورزي‌، جايزه‌ي دوم را به آرش نصرت‌اللهي، جايزه‌ي سوم را به حميدرضا اقبال‌دوست و جايزه‌ي شعر برگزيده را به ستار جانعلي‌پور اهدا كردند.

همچنين از رومينا پوررستم به عنوان جوان‌ترين شركت‌كننده در اين جايزه تقدير شد.

به گفته‌ي امين بني‌مجيدي - دبير جشنواره -، قرار است اين جايزه هر سال در تاريخ 11 تيرماه برگزار شود.

انتهاي پيام

كد خبر: 8804-06074


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در شنبه 13 تیر1388 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اعلام برندگان جايزه شعر منصور

 

اعلام برندگان جايزه شعر منصور

 پوستر همایش

   به مناسبت نخستين سالمرگ زنده ياد منصور بني مجيدي اولين دوره جايزه شعر منصور  از سوي خانواده وي در سينما دريا آستارا برگزار شد .

تندیس اهدایی به برندگان

دکتر وطنی و رضا دهقان دوستان خانوادگی در کنار مجسمه منصور در مزار شاعر

   امين بني مجيدي  فرزند زنده ياد منصور به عنوان دبير همايش به ايسنا گفت :  از بهمن سال گذشته اطلاعيه برگزاري شعر منصور توسط رسانه ها و وبلاگ شخصي شاعر به نام و نشاني « اين ابر در گلو مانده » www.banimajidi-mansoor.blogfa.com انعكاس يافت كه در نهايت از 85 شاعر و بيش از 270 اثر 12 تن توسط هيأت 3 نفره داوران به مرحله پيش از نهايي راه يافتند . در نهايت هيأت داوران آقايان اكبر اكسير،‌علي رضا پنجه اي و علي شاه مولوي به اعلام نتيجه به شرح زير اقدام نموده اند . شايان ذكر است 12 تن از شاعراني كه به مرحله ي پيش ار نهايي راه يافتند به ترتيب حروف الفبا به شرح زير بودند:

1-     حميدرضا اقبالدوست

2-     رومينا پور رستم

3-     آرش پور عليزاده

4-     ستار جانعلي پور

5-     بابك خوش جان

6-     آزاده دواچي

7-     هاني شجاعي

8-     ساغر شفيعي

9-     سعيده كشاورزي

10-محمد مفتاحي

11-داوود ملك زاده

12-آرش نصرت اللهي

    در ضمن جايزه نفر اول لوح ، تنديس و يك سكه تمام بهار آزادي  نفر دوم لوح ، ‌تنديس و نيم سكه بهار آزادي نفر سوم لوح ، ‌تنديس و ربع سكه بهار آزادي و شاعر برگزيده لوح ،‌ تنديس و ربع سكه بهار آزادي بوده است.

در ضمن به جوان ترين شركت كننده لوح و هدايايي تعلق گرفت.

 

هیات داوران، مدیر روزنامه معین و اعضای خانواده منصور

 

 بيانيه ي هيات داوران

همايش شعر منصور

يادمان نخستين سال­مرگ زنده ياد منصور بني مجيدي

شاعر و فرهنگي نامور

امین بنی مجیدی دبیر جشنواره

شعر نو امروز ما با قرائت هاي متفاوتي از جهان مواجه است ، سنت ، مدرنيسم و پست مدرنيسم از مفاهيمي ست كه خواه نا خواه نشانه هايي از خود را در شعر امروز ريشه دوانده اند ، شعر دعاي فراموش دوران هاست­  و منعكس كننده­ي باورداشت هاي بشري از طريق  اوراد و اذكار آئيني كه به­صورت نخستين زمزمه هاي شاعرانه ثبت شده است، بر همين باور مي­توان طي شدن مسير سنت ، مدرنيسم و پست مدرنيسم را به قدمت عمر آدمي بازجست ، از همين روست كه شاعران به خلق آثار شعري پرداخته اند و هر يك بنابر بستر مناسب  فرهنگي در اذهان مردم ، مخاطبان خود را يافته اند . بنابراين همه گونه شعر را همه­گان بر نمي­تابند . هيات داوران نيز از هر شاعر چند شعر را مورد بررسي قرار داده و هر يك از داوران بر اساس دريافت هاي زيبايي شناسانه­ي خود به انتخاب نفرات پرداخته اند . بنابراين نفرات برگزيده­ي شرح زير محصول ساعت ها مباحثه­ي اغنايي با در نظر گيري ملاحظات كار سخت داوري و فرايند راي زني و مفاهمه است .

هم از­اين­رو از ميان دوازده شاعر برگزيده براي اعلام نتايج نهايي بي آن كه از قدر و منزلت ساير شاعران كاسته شود ، راي نهايي هيات داوران را از نظر مي گذراند :

هيات داوران نخستين همايش شعر منصور:

جايزه اول شعر را به خانم سعيده كشاورزي به واسطه دغدغه ي نوگرايي در حوزه­ي  مفهوم ، زبان و ساخت اعطاء مي كند .

جايزه دوم شعر را به آقاي آرش نصرت اللهي به واسطه ي تلاش نوگرايانه براي ارايه­ي زباني ساده ، صميمي با دغدغه هاي نوگرايانه اعطاء مي كند .

جايزه سوم شعر را به آقاي حميدرضا اقبالدوست براي تلاش در زمينه­ي ارايه تصاوير ملموس و ساده نويسي اعطاء مي كند .

جايزه شعر برگزيده را به آقاي ستار  جان­علي پور براي نگاه ويژه اش به مفاهيم شعري و تلاش براي ارايه­ي  ساخت نو اعطاء مي كند .

هيات داوران به واسطه­ي نقش حايز اهميت زنده ياد بني مجيدي در معرفي نسل نو آستارا ، براي تداوم شعر نو در شهر بام هاي سفالي از خانم رومينا پور رستم به عنوان جوان ترين شركت كننده در اين همايش تقدير به عمل
مي آورد .

هيات داوران:

اكبر اكسير            علي رضا پنجه اي          علي شاه مولوي

11 – تير - 1388


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در شنبه 13 تیر1388 ساعت 12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نتايج جشنواره شعر منصور

با توجه به پايان مهلت ارسال شعر براي جشنواره شعر منصور بني مجيدي، اشعار رسيده شاعران عزيز جهت انتخاب شعرهاي برتر در اختيار هيئت داوران جشنواره قرار گرفت تا شعرهاي برتر روز پنجشنبه 11/4/88  همزمان با مراسم جشنواره در سالن سينما درياي آستارا اعلام گردند.لازم به توضيح است كه به اشعار برتر جوايزي از طرف خانواده روانشاد منصور بني مجيدي اهدا خواهد شد.

 

امين بني مجيدي

دبير جشنواره شعر منصور


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


جايزه شعر منصور

 

تمدید مهلت ارسال اثر به جایزه شعر منصور


به مناسبت اولين سالگرد درگذشت روانشاد منصور بني مجيدي ، جايزه شعر منصور در  ۱۱تيرماه 88 با دعوت ازشاعران سراسر ايران در زمينه شعر هاي كتاب نشده فارسي ( قالب آزاد ) برگزار مي گردد.
علاقه مندان به شركت در اين جايزه مي توانند حداکثر چهار شعر  خود را تا تاريخ ۱۱ خردادبه نشانی الكترونيكي : banimajidi_mansoor@yahoo.com و يا به نشانی رشت : صندوق پستي - ۱۷۵۵- ۴۱۶۳۵ ارسال كنند.
شعرهاي ارسالي كه موفق به رسيدن به مرحله انتخاب باشند ، در كتابي با عنوان يادمان نخستين دوره جايزه شعر منصور منتشر مي شوند. به نفرات اول تا سوم بر اساس انتخاب هيات داوران جوايزي اهدا خواهد شد.همچنين جايزه ويژه اي به بهترين شعر جوان زير 30 سال اهدا مي شود.
علاقه مندان مي توانند پيشنهادات خود را برای هر چه بهتر برگزارشدن اين مراسم به نشانی پستي یا الکترونیکی اعلام شده در بالا ارسال کنند.


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در چهارشنبه 16 بهمن1387 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


نقدی بر ساعت‌های بی‌خیزاب (گزینه‌ی اشعار زنده‌یاد منصور بنی‌مجیدی)

 



عنوان: ساعت‌های بی‌خیزاب

شاعر: منصور بنی‌مجیدی

ناشر: آهنگ دیگر

چاپ اول: ١٣٨٧

شمارگان: ١١٠٠

علی ثباتی- سایت ادبی وازنا:مرگ منصور بنی‌مجیدی بر اثر سرطان تجربه‌ای خاص بود برای ما مخاطبان شعر. چراکه به‌ناگهان با خبر درگذشت شاعری در جایی از جهان روبه‌رو نشدیم. چند ماهی پیش از مرگ وی و با آهنگ گرفتن ِ انتظار شاعر، آشنایان، هم‌فرهنگان و مخاطبان او (که از زمان مشخص شدن سرنوشت نزدیک‌اش به دنبال توجه بیش‌تر رسانه‌های ادبی به این شاعر بر تعدادشان افزوده شد) مرگ و شعر بنی‌مجیدی توأمان خوانده و فهمیده می‌شدند. بنی‌مجیدی خود به واکنشی شاعرانه مبدل شده بود به مرگ و شعر او – دست‌کم از دید مخاطبانی که آن را می‌خواندند – بازخوانی تجربه‌هایی بود برآمده از مرگ‌آگاهی (در زبان آلمانی Todwissen).

گویی مرگ و شعر با یک‌دیگر حاشیه و مرکز عوض می‌کردند. شعر بنی‌مجیدی دالی بود دلالت‌گر مرگ و مرگ بنی‌مجیدی دالی دلالت‌گر شعر. این وضعیت خاص، البته با همه‌ی رازپردازی‌ها (mystification) و جذبه‌های‌اش مانع از این شد که ببینیم چرا او با هفت دفتر شعر آن‌قدری شنیده و خوانده نشد که با یک خبر محتوم؟ چرا می‌بایست آن امر بیان‌نشدنی پای‌اش به میان می‌آمد تا شعر او برای ما اهمیت پیدا کند؟ هرچه هم که اهل ادبیات با پر سوز و گداز کردن (dramatize) کردن ماجرای بنی‌مجیدی به شعر او اهمیتی ایجابی و نوخاسته ببخشند، که می‌بخشند، باز این امر سلبی بر جای خود باقی‌ست، شوم و نستوه: یعنی همان انزوای ادبی و ادبیات انزوا. و این انزوای تحمیلی، این نهایتِ بی‌التفاتی اهل ادبیات به ادبیات با قافله‌ی انبوه عزاداران و اندوه‌یادسرایان نیز حتی از نظر محو نخواهد شد. خودِ این بی‌التفاتی‌ست که چنین انبوه سیل‌آسای سوگواران را به جنبش وامی‌دارد. گویی سوگواری ما نه از مرگ جسمانه‌ی شاعری که از مرگ شاعرانه‌ی خودمان مایه گرفته است. جز این نیست که شعر به‌مثابه‌ی مدلولی برای چیزی دیگر، در این‌جا مرگ شاعر، اهمیت دارد. گویی به انتظار باید بنشینیم تا امری خودبسنده‌تر، قطعی‌تر و صدالبته مهم‌تر از خودِ شعر ما را به شعر توجه دهد. همیشه شعر، چون امری ثانوی و وابسته به شرایط، به دنبال چیزی دیگر روی‌آورندگی یا التفاتِ (intentionality) ما را به خود می‌بیند. این فقدان آگاهی ما از فقدان آگاهی ما به شعر است که سوگواری‌مان را رقم می‌زند.

 

به هر ترتیب، این کتاب گزینه‌ای‌ست از هفت دفتر شعر منصور بنی‌مجیدی به انتخاب و با مقدمه‌ی داریوش معمار. سرمایه‌ی چاپ آن را فصل‌نامه‌ی تخصصی شعر «گوهران» تقبل کرده است. در مقدمه‌ی این گزینه آمده است:

 

بنی‌مجیدی از نظر من شاعری‌ست که روح کلمات را دریافته است و در اکثر شعرهای‌اش کودکی کنجکاو، حساس و عاصی‌ست. او با دقت در هرآن‌چه که جریان دارد،‌ از سیاست، جنگ، مرگ، زندگی، عشق، و نفرت گرفته تا نقش اشیاء و طبیعت در سیر این روند؛ وارد زبان شده و سعی کرده تا زندگی را با روان سرکش واژه‌ها پیوند زده و درنوردد. این موضوعی‌ست که در تمام شعرها، از مجموعه‌ی اول تا شعرهای چاپ نشده‌ی وی، در بُعدِ عمل معنا و روح معنوی زبان دیده می‌شود.

مشخصه‌های دیگر شعرهای بنی‌مجیدی؛ بی‌تکلف و راحت بودن شاعر در ساختن شعر و آفریدن لحظه‌های بدیع و تازه در رابطه با هر رویداد و هر مکان و موقعیت یا شخصی‌ست. شعرهای او حتی اگر از زاویه‌ای شکل عمل‌شان (فرم) مورد قبول تمام مخاطبان نباشند، اما در بازتاب ساختار معنایی که می‌سازند به راحتی همه را با خود شریک می‌کنند و با همه سریع سازگار می‌شوند؛ کشاکش اصلی هم در شعرهای بنی‌مجیدی از همین جا ناشی می‌شود. از اعتقادی که شاعر به زندگی و درک طبیعت و بیان طبیعت پیرامون‌اش، بدون هیچ اضافه و پیرایه‌ای دارد. وضعیتی که به کمرگاه معنوی شعرها تشخص می‌بخشد و جنبه‌های خوش‌‌آیند و ناخوشایند در جریان زندگی را از فروکاستگی مورد قضاوت اخلاقی مثبت و منفی قرار گرفتن فراتر برده و در زبان مبدل به اشاره‌های باریک‌بینانه و وسیع در رابطه با فرهنگ زندگی انسان  معاصر می‌کند. خاصیت دیگر شعر بنی‌مجیدی داشتن نوعی طنز است که می‌توان از آن با عنوان طنز معکوس نام برد؛ یعنی طنزی که با به کار بردن معکوس موقعیت‌ها،‌ شخصیت‌ها و اشیاء رخ می‌دهد. مثلا ً پاندول ساعتی که سرسختانه علیه گذر زمان ایستادگی می‌کند، یا اسکندر خون‌ریزی که به شکلی مبالغه‌آمیز کودک است و رفتارش نیز جز بازتاب کم‌فهمی دوره‌ی کودکی نیست. اسکندری که به خاطر عشق‌ورزی به گل‌ها باغچه‌ای را از ریشه درمی‌آورد و به اتاق خود می‌برد. این گونه معکوس یا دیگر معناکردن‌ها، طنز خفیف و پرمغزی را در شعرهای این شاعر ایجاد کرده که ما را با خود درگیر می‌کند.

در انتهای این مقدمه‌ی مختصر باید بگویم متن شعرهای بنی‌مجیدی، عمل‌کرد اجزای مختلف آن‌ها در ورایت و ساختن شکل‌های دیکر خیال، نوعی از فراروندگی را مورد تأکید قرار می‌دهد که کودکی انسان و مضمون‌ها در رابطه با آن؛ طی آن‌ها در اولیت است. این توجه همان نیاز سرنوشت‌ساز شاعر با بازآفرینی هویتی نو اما صادقانه و سرشار از اخلاقیات می‌باشد. خاصیت که بازتاب‌های حیوانی رفتارهای ما مانند قتل، تجاوز، توهین، تحقیر، و دیگر موارد را در سایه‌ی روح رئوف، مهربان و حساس "انسان کودک" و "انسان مادر" نسبت به جریان پرتلاطم زندگی، قرار می‌دهد. (داریوش معمار)  

 

شعری را می‌خوانیم از این گزینه، که امروز،‌ در غیاب بنی‌مجیدی، معنایی دیگر دارد و دلالت‌هایی دیگر. به راستی این نشان‌دهنده‌ی همان امر است که عمل و رویداد (being and action) نه تنها آینده را شکل می‌دهند، که گذشته را هم بازمی‌سازند:

 

بی‌فروغ ِ آزادی

مرگ...

جبهه‌ی بازت نمی‌بوسد!

انگار خیلی روئین‌تنی

فقط از خطوط دست‌ات

انگشت نشانه، خط خورده است

ولی ماشه‌ی تفنگ سَرپُر

بی‌قرار ِ کشیدن است...

 

انتهای بادگیری، می‌ایستی

و تابستانی از تن‌ات، دَر می‌کنی

ساحل، تکانی می‌‌خورد

ماهین ِ نه چندان آزاد!

از آن سوی ِ آب‌ها

برای‌ات پیغام می‌گذراند!


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 20 دی1387 ساعت 12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


"ساعت های بی خیزاب" بنی مجیدی منتشر شد

 

روایتی از جریان سیال زندگی

 

روزنامه ی فرهنگ آشتی:

غم‌انگیز است اینکه کتاب تازه‌ای از یک شاعر منتشر می‌شود و او هیچ‌گاه نتواند آن را ببیند. «ساعت‌های بی‌خیزاب» یکی از همان کتاب‌هاست که شاعرش در آرزوی انتشار آن، برای همیشه از زندگی خداحافظی کرد. در واقع مرگ اجازه نداد تا بنی‌مجیدی بماند و کارهای نیمه‌کاره‌اش را سروسامان بدهد.در طول چند سال گذشته، شعر معاصر ایران دوران بی‌رمقی را پشت سرگذاشت؛ دورانی که بسیاری از شاعران ترجیح دادند متناسب با وضعیت پیش آمده، در گوشه‌ای بنشینند و نظاره‌گر حرکت‌های دیگران باشند. در این میان آستارایی‌ها فعال‌تر از بقیه بودند و توانستند در همین دوران رکود، شعرشان را به جامعه ادبی ایران معرفی کنند. شاعران جوان آستارا، بارها به نقش بنی‌مجیدی در تحول شعرشان اشاره کرده‌‌اند. اگرچه حیف است وقتی از آستارا حرف می‌زنیم اکبر اکسیر را به یاد نیاوریم.

بنی‌مجیدی اولین کتابش را با عنوان «بهاری در خاکستر پاییز» در سال 1381 منتشر کرد و حالا یازدهمین و تازه‌ترین کتابش وقتی چاپ شده که چند ماه از مرگز در یک نیمه شب خاکستری می‌گذرد.«ساعت‌های بی‌خیزاب» 146 شعر را در برمی‌گیرد که از هفت کتاب او گزینش شده‌اند. حال و هوای بیشتر شعرها، روایتی است از جریان سیال زندگی.تلفیق عناصر داستانی با مشخصه‌های شعر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ آثار بنی‌مجیدی است. البته طنز تلخ و گاه گزند‌ه‌ای نیز همواره چاشنی شعرهای او هستند که مخاطب را به این فکر وا می‌دارند تا زندگی را از ابعاد دیگری، غیر از نگاه‌های معمول و همیشگی ببیند.

داریوش معمار هم در مقدمه کتاب نوشته است:

«بنی‌مجیدی از نظر من شاعری است که روح کلمات را دریافته است و در اکثر شعرهایش کودکی کنجکاو، حساس و عامی است. او با دقت در هرآنچه که جریان دارد از سیاست، جنگ، مرگ، زندگی، عشق و نفرت گرفته تا نقش اشیا و طبیعت در سیر این روند، وارد زبان شده و سعی کرده تا زندگی را با روان سرکش واژه‌ها پیوند زده و درنوردد. این موضوعی است که در تمام شعرها، از مجموعه اول او تا شعرهای چاپ نشده وی، در بعد عمل معنا و روح معنوی زبان دیده می‌شود».

گفتنی است «ساعت‌های بی‌خیزاب» با سرمایه‌گذاری مجله «گوهران»، فصل‌نامه تخصصی شعر منتشر شده است.پایان معرفی این کتاب، می‌تواند چاپ یکی از شعرهای آن باشد:

این ابرهای نه چندان سیاه / تابع باده‌های هرزه‌گردند! / از آسمان صاف / باج‌خواهی می‌کنند

چه پشته‌ای چه توده‌ای / از این قطار به آن قطار

پای پیاده می‌روند! / و قتی به مرز آشتی می‌رسند!

دور از خیابان اصلی / باران می‌بارند.


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در دوشنبه 2 دی1387 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


زمانه خیلی عوض شده ولی پر همچنان پدر است

شماره گان 6 و 7 مجله ی فرهنگی ، اجتماعی دال ویژه ی منصور بنی مجیدی انتشار یافت ، این شماره اختصاصاً به آثار منصور و مطالب نوشته شده ی اهالی قلم در مورد او پرداخته است .

1-     « دال » خود را با « عشق تابناک دیرین منصور، آزادی » آغاز می کند . ابتدا و انتهای مجله با عکس های منصور با دو تن از از بزرگان شعر و ادب کشور « شاملو » و« براهنی » مزیّن شده است . تصاویری که از سفرهای این دو عزیز به شهرمان آستارا در اواخر دهه ی شصت به یادگار مانده است . از خاطرات پدر به یاد دارم که « شاملو » با شنیدن شعر « بهار بی ستاره » ی وی به او که در آغاز دگردیسی شعری اَش بود ، نوید آینده ی شعریِ بسیار روشنی را داده بود .

2-     « نازک آرای تن ساق گلی » براهنی نیز اشاره به دیدارهای بسیار صمیمانه ی خانوادگی اِمان دارد . از حسادت های کودکانه ی من به کامپیوتر« ارسلان » پسر کوچک براهنی تا زورآزمایی« شهباز» - برادر خانم براهنی - با پدرم . مادرم - « سیما » - می گوید : از ماهی شکم پر مخصوص آستارا بنویس ، که چقدر از آن خوششان آمده بود و پیشنهاد ارائه ی این غذا در کانادا به عنوان یک بیزنس را به او دادند . « ساناز صحّتی » - خانم براهنی- نیز از مترجمان بزرگ کشور بوده و هست و همچنین تجربه ی بازی به عنوان نقش اول در یک فیلم سینمایی را هم داشت .

براهنی تقریباً تمام کتابهایش را تقدیم منصور کرده است ، در خاطرم هست که پدرم می گفت : اکثر شخصیت های رُمان های « رازهای سرزمین من » و « آواز کشتگان » براهنی واقعی است ، و براهنی اغلب آن وقایع را ، خود زندگی کرده است .

3-     « پژمان گلچین » مدیر مسئول مجله در سرمقاله ، آب و هوای سال یکهزار و سیصدوهشتاد و هفت را پر از تورّم و قحطی و جنگ مابین شعرا نامیده و عکس کنار چند عدد کتاب منصور ، میان جماعت طاعون زده را تنها باقیمانده ی این بلبشو می داند .

4-     سخن سردبیر از زبان « مولوی » با تیتر « در محاصره ی پرانتز تن » با پرسش از خود عمومیِ نگارنده از سرنوشت و چگونگی زیستن و ماندن شاعر آغاز شده و به روحیه ی جمعی و شناسه های روشنفکرانه و انگاره های انسانی منصور اشاره دارد .

دوستی ی منصور و مولوی هر چند شاید به بیش از یک دهه نرسد ، اما انگاری که این دو سالهای سال با هم همسلّولیِ مسائل و مصائب جامعه بوده باشند ، دارای عمق بسیاری است . آنجا که در نمایشگاه کتاب تهران ، مولوی ، به جرات تهران را پایتخت شعر ایران ندانست و منصور با خواندن شعر ترکی « قارا گونون قوجاغندا » تمامی حضّار را به تامل واداشت و اشک در چشمان همه ، چه آنانکه ترکی می دانستند و چه نمی دانستند حلقه بست .

علیشاه در ادامه ی مطلب خود در دال با این سخن استاد « محمد رضا شجریان » ، « توان زاری خود را به نیروی زندگی بدل کنیم » سعی در همدردی با خانواده ی منصور دارد .

5-     یکی از نگاشته های بسیار زیبای این مجله اختصاص به نوشته ی « علی باباچاهی » با عنوان « دعایی که مستجاب نشد » دارد . این مقاله که یکماه قبل از درگذشت منصور با نامی دیگر در نشریه ی هنرمندان برای آرزوی سلامتی وی نگاشته شده بود ، پس از تولد دوباره ی پدر ، جور دیگری حداقل برای من معنا پیدا می کند . باباچاهی در طول مدت بیماری پدرم ، بارها تلفنی با وی صحبت کرد و از احوال او جویا می شد و در بیمارستان به هنگام عیادت از پدر مدام اظهار پشیمانی می کرد که چرا قبلاً آنگونه که باید و شاید ، با وی آشنا نبوده است .

6-     صدای صادق عشق قدیمی ترین رفیق منصور ، « اکبر اکسیر » به همراه شعر پانکراس ، خود بخوبی نشانگر قدمت دوستی این دو عزیز است . شاید به جرات بتوان گفت این دو ، سهم بسزایی در بازشناسی شهرمان آستارا بعنوان یک شهر فرهنگی ، حداقل در دنیای مطبوعات و کتاب کشور داشته اند .

من خود بنا به ضرورت های شغلی و دانشگاهی که مدتی است در شهر رشت به سر می برم ، در ارتباطهای خود با بسیاری از روزنامه نگاران ، شاعران و حتی مردم عادی ، تازه می فهمم که هنرمندان شهر ما ، در شهر خود آستارا غریب تر از سایر نقاط کشور هستند و این جای بسی تامل دارد ! .  

 

                                                                                  امین بنی مجیدی

amin.banimajidi@gmail.com                                                            

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در سه شنبه 26 آذر1387 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ترانه‌هايي براي آل‌كاپون بيژن كِلكي

ترانه‌هايي براي آل‌كاپون بيژن كِلكي

به كوشش منصور بني‌مجيدي

براي دانلود اينجا را فشار دهيد

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اين ابر در گلو مانده

كتابي ديگر از منصور بني مجيدي براي دانلود

اين ابر در گلو مانده

دانلود كتاب

 

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نيم نگاهي به مجموعه شعر «بهاري از خاكستر پاييز»

روزنامه ی ایران- اکبر اکسیر: اولين مجموعه شعر منصور بني مجيدي شاعر درد آشناي آستارا با نام «بهاري از خاكستر پاييز» از سوي انتشارات دهسراي رشت به بازار كتاب عرضه شد كه گزيده اي از شعرهاي نو و سنتي شاعر را از سال ۵۷ تا ۸۰ در بردارد.
بني مجيدي كه با شعر بلند تركي «شبان تيره مسكون» خود را شاعري اجتماعي مطرح كرد توانست در مدتي اندك اكثر قوالب شعري را بيازمايد و به عنوان شاعري پر كار در مطبوعات ادبي ايران معرفي شود.
شعرهاي او حكايت درد است و مرثيه روزگار نسل ما: در آبهاي مرصع معصوم/ شعر را با آخرين هجاي مكلف / از رگه هاي روشن مرجان ها/ صدا كردم/ تا شايد: در خلوت مخفي اعماق/ روشن ترين مرواريد را بسرايم/ اما دريغ، دريغ!/ در پيچه پيچه امواج/ هيچ آسمان در امان سبز ذهن نمي بارد ص۱۰
منصور نگران انسان مضطرب قرن است: شعر ما/ گدازه هاي جنوني است/ كه با تنظيف زخم/ دركرانه هاي دور/ با غم گره مي خورد و يا چونان صفير گلوله اي است/ كه در گوش هاي سنگين شهر/ انتشار مي يابد. ص۱۹
او مرگ را با زندگي عجين مي كند و در پرسشي فلسفي دنيا را به پاسخ فرا مي خواند: در چشمهاي مرگ/ چه زيبا نشسته است يك عمر زندگي!/ ما را به قتل خويش/ فرمان كه داده است؟ با مرگ زندگي...ص۲۰
شعرهاي او برآمده از رنج است و پرورده ناكامي ها.
يك گورستان سخن/ بي غسل و بي كفن/ در حجم تنگ تن/ من دفن كرده ام/ تو دفن كرده اي/ ما دفن كرده ايم. ص۲۸
دركشاكش بي ثمر دشنه و دام / در فرازو فرود عصيان هاي نافرجام / و در اسارت مداوم نان و نام/ زخمهاي ناجور حياتمان/ آنچنان سرباز كرده اند/ كه باغ ديرين كلاغ زده مان / مرهم آواز خوش قمري و قناري را به يكباره فراموش مي كند. ص۴۰
او چون از دل مي گويد قالب نو يا كهنه شعر برايش دست و پا گير نيست. سر به اعماق چاه مي بارم/ اشك نه خون و آه مي بارم/ جاي صد ـ روسياه سنگين دل / پاي هردادگاه مي بارم/ پاسخ مردي ام به نامردي است/ مردم، از اين گناه مي بارم ص۴۴
| از ميان شعرهاي بلند اين دفتر شعر غزل خداحافظي صميميت سيالي دارد اين شعر كه در قالب وصيتنامه اي ادبي ـ احساسي تنظيم شده است نشانگر دگرديسي زباني شاعر است: دوستان ! يك تكه چمن به من قرض دهيد/ تابلوغ مردنم را/ روي آن جشن بگيرند ص۸۴ باري با كفش هاي گشاد و تنگ پدر و پسرم سالهاي دراز / در جاده هاي هراس شعر و زندگي / با سرعت/ تند و كند دويده ام/ اكنون تمام راههايم خط به خط شده اند ص.۸۷ امروز شعرهاي سپيدم/ همه بوي تند كافور مي دهند/ و تنها تو مي داني كه ديگر/ آلبوم لبخندم خيلي كهنه است/ نمي خواهم / همسفر مجبور آخرين كوچم باشي/ و گرنه به تمنا از تو تقاضا مي كردم/ مرا هم بگذاري گوشه چمدانت .... ص۹۲
| شعر بني مجيدي در اين كتاب آينه تمام نماي كارنامه شاعري او نيست اين مجموعه كه شتابزده تدوين شده است به اصطلاح گزينه اي است از سالهاي شاعري او و اگر خواننده اين كتاب به ضعف و كاستيهايي برخورد آن ها را نبايد گناه شاعر دانست بلكه به قول آقاي عليرضا پنجه اي ـ شاعر و روزنامه نگار گيلاني ـ علت اين آشفتگي ها نبود يك مشاور ادبي آگاه دراكثر ناشران بويژه ناشران گيلاني است و اين روزها اين درد مشترك تمام شاعران است شاعران ساده دلي كه غافل از ريزه كاري هاي صنعت چاپ و پخش هستند. اين غيبت طولاني ظهور ناگهاني مان/ از حضور دوباره جهان/ واقعي تر است ص.۶۹
اين مجموعه مي توانست با حذف چند شعر زيباتر و گيراتر از اين باشد اما به قول شاعر: آه... از كتيبه اي كه آفتابش آهك كرد ص/۱۱ براي بني مجيدي موفقيت آرزو منديم و چشم به راه مجموعه شعرهاي جديد. مي خوانيم: اي مجمع الجزاير طوفان فزاي باد/ اي خوبترين فرياد هماره درياد/ ما را دمي به حال خود وامگذار. ص۶۶
اكبر اكسير ـ آستارا ۸۱‎/۱۱‎/۱۱


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 10 آبان1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مجموعه اشعار منصور بني مجيدي به شكل زيپ شده براي دانلود

 

مجموعه شعر قرائت دوم من تویی  برای دانلود در سایت دکتر ایمانی


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 10 آبان1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شايد بعد از مرگ سنگ قبري مناسب ، نصيب ما بشود !؟

 

یکی از آخرین گپ و گفت های منصور بنی مجیدی در گیل نیوز


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 10 آبان1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


یک مجموعه شعر جدید از بنی مجیدی مجوز نشر گرفت

 

گزيده‌ي شعرهاي منصور بني‌مجيدي سرانجام مجوز انتشار گرفت.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گزيده‌ي يادشده از شعرهاي منصور بني‌مجيدي - شاعر درگذشته‌ي آستارايي - با عنوان «خيزاب‌هاي ساعت»، كه با انتخاب و مقدمه‌ي داريوش معمار، حدود 10 ماه قبل در زمان حيات شاعر براي اخذ مجوز ارائه شده بود، به تازگي مجوز انتشار دريافت كرده است و در مرحله‌ي چاپ قرار دارد.

به گفته‌ي حافظ موسوي - مسؤول انتشارات آهنگ ديگر -، برخي از شعرهاي اين مجموعه با اصلاحيه و حذف‌هايي روبه‌رو شده‌، كه با هماهنگي خانواد‌ه‌ي شاعر انجام شده‌اند.

همچنين مجموعه‌هاي شعرهاي «رخنه در خواب» و «فرياد بي‌صدا»ي بني‌مجيدي مدتي است كه از سوي نشر فرهنگ ايليا براي كسب مجوز ارائه شده‌اند.

منصور بني‌مجيدي متولد هفتم ارديبهشت‌ماه سال 1334 بود. «اين ابر در گلو مانده»، «بر بام خود آشفته مي‌وزم»، «بهاري از خاكستر پاييز»، «بانوي باد شب‌نامه پخش مي‌كند»، «قرائت دوم من تويي»، «سهم من هميشه دلتنگي ا‌ست»، «ديگر نمي‌توانم شاعر بمانم» و «شعر امروز آستارا»، از آثار منتشرشده‌ي اين شاعرند.

او 11 تيرماه امسال در زادگاهش - آستارا - درگذشت.

انتهاي پيام


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


گزارشی از شب شعر شاعران گیلان ( یادایاد منصور بنی مجیدی)

 

 

شب شعر شاعران گیلان ( یادایاد منصور بنی مجیدی) با حضور خانواده­ی بنی مجیدی برگزار شد.

اجرای  این مراسم توسط علی رضا پنجه ای (شاعر و روزنامه نگار)  انجام گرفت. وی پس از عرض خیر مقدم به دوستان ، شاعران و نویسندگان ارجمند، چند کلمه ای از زنده یادان بنی مجیدی و بیژن کلکی گفت و از بهروز وندادیان(شاعر) یکی از دوستان سال های دور منصور بنی مجیدی خواست تا چند کلمه ای در باره ی او صحبت و به شعر خوانی بپردازد.

وندادیان شعر خود را تقدیم به سکوت ِ منصور بنی مجیدی و جاودانگی اش کرد.

محمد طیاری، مهدی ریحانی، مهدی رضازاده،پریسا سعید زاده،پیمان نوری از جمله شاعرانی بودند که پشت تریبون قرار گرفته و به شعر خوانی پرداختند.

سپس علی رضا پنجه ای گفت: برای تشکیل این برنامه چهره هایی چون هادی میرزانژاد، شادی پیروزی، دکتر انوش برزگر،دکتر مسعود جوزی،رضا فرحمند، مهندس موثقی،سعید رضایی و ... تلاش کردند که جا دارد از این دوستان تشکر و قدردانی کنیم.

محسن آریاپاد،منوچهر آتشک،کبری شالکویی،عباس گلستانی نیز از نفراتی بودند کهدر ادامه به شعر خوانی پرداختند.

در بخش دیگر از برنامه علی رضا پنجه ای از امین بنی مجیدی (پسر منصور بنی مجیدی) خواست تا پشت تریبون قرار گیرد و چند کلمه ای با علاقه مندان به پدرش سخن بگوید.

سپس دکتر مسعود جوزی به عنوان شاعر و مدیر مسوول خانه­ی فرهنگ گیلان خواست تا پشت تریبون قرار گیرد.

دکتر جوزی قبل از خوانش 3 شعر خود گفت: طی آخرین مکالمه­ی تلفنی من با منصور بنی مجیدی، خود را شاعرِ در گذشته نامیدم. سال هاست که شعر نگفته ام اما امروز می­خواهم از کتاب ما نبودیم 3 شعر کوتاه بخوانم.

کوروش جوانروح،حسن طوافی،اسفندیار سلمان،کامران دهلوی نژاد،تینا پیرسرایی،حمید رضا اقبالدوست،حامدبشارتی،اسماعیل مهرانفر، مراد قلی زاده،نازنین تنهایی،سروش محبوب یگانه از جمله شاعرانی بودند که دربخش دیگری از برنامه به شعر خوانی پرداختند.

در ادامه علی رضا پنجه از مزدک پنجه ای به عنوان شاعر و روابط عمومی خانه­ی فرهنگ گیلان خواست تا در جایگاه قرارگیرد و  به شعر خوانی بپردازد.

وی قبل از شروع به شعرخوانی گفت: من بر خودم لازم می دانم از چند دوست عزیز که در جمع ما نیستند اما زحمات زیادی برای منصور بنی مجیدی کشیدند تشکر و قدردانی کنم. راستش هر وقت که احساس می کردم شرایط روحی بنی مجیدی مساعد نیست از دوستان مطبوعاتی ام چون یاسین نمکچیان و مجتبی پورمحسن کمک می گرفتم تا با مانورهای مطبوعاتی، اندکی روحیه ی از دست رفته ی او را به باز گردانیم. هم چنین باید از این دوستان و از سرویس ادب و هنر خبرگزاری مهر خاصه جناب ماه زاده تشکر کنم که خبر های خانه و منصور را مدام پوشش می دادند.

مزدک پنجه ای در ادامه گفت : من در آستارا شعری را تقدیم به رفیق منصور بنی مجیدی کرده بودم اما بغض امان نداد و نتوانستم بخوانمش ، حال آن شعر را به همراه شعر دیگری برای دوستان می خوانم.

سپس علیرضا پنجه ای حضور برخی از دوستان چون هوشنگ عباسی،پوراحمد جکتاجی،مجید دانش آراسته، محمود بدرطالعی و ... را در این مراسم مغتنم شمرد.

در پایان هادی سلیمی،شکری و علی رضا پنجه ای  به عنوان آخرین شاعران این برنامه به شعر خوانی پرداختند.

شایان ذکر است در بخش پایانی برنامه فیلم مستندی درباره­ی  منصور بنی مجیدی به کارگردانی بکتاش آبتین شاعر و مستند ساز جنوبی برای دوستان و علاقه مندان به نمایش درآمد که با تشویق و استقبال بسیار زیادی مواجه شد.

این جلسه 3 ساعت به طول انجامید.

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 25 مرداد1387 ساعت 12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


4 شعر منتشر نشده از منصور بنی مجیدی

 

چهار شعر منتشر نشده از منصور بنی مجیدی در سایت ادبی پیاده رو


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در دوشنبه 14 مرداد1387 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت