تبليغاتX
این ابر در گلو مانده
 

زمانه خیلی عوض شده ولی پر همچنان پدر است

شماره گان 6 و 7 مجله ی فرهنگی ، اجتماعی دال ویژه ی منصور بنی مجیدی انتشار یافت ، این شماره اختصاصاً به آثار منصور و مطالب نوشته شده ی اهالی قلم در مورد او پرداخته است .

1-     « دال » خود را با « عشق تابناک دیرین منصور، آزادی » آغاز می کند . ابتدا و انتهای مجله با عکس های منصور با دو تن از از بزرگان شعر و ادب کشور « شاملو » و« براهنی » مزیّن شده است . تصاویری که از سفرهای این دو عزیز به شهرمان آستارا در اواخر دهه ی شصت به یادگار مانده است . از خاطرات پدر به یاد دارم که « شاملو » با شنیدن شعر « بهار بی ستاره » ی وی به او که در آغاز دگردیسی شعری اَش بود ، نوید آینده ی شعریِ بسیار روشنی را داده بود .

2-     « نازک آرای تن ساق گلی » براهنی نیز اشاره به دیدارهای بسیار صمیمانه ی خانوادگی اِمان دارد . از حسادت های کودکانه ی من به کامپیوتر« ارسلان » پسر کوچک براهنی تا زورآزمایی« شهباز» - برادر خانم براهنی - با پدرم . مادرم - « سیما » - می گوید : از ماهی شکم پر مخصوص آستارا بنویس ، که چقدر از آن خوششان آمده بود و پیشنهاد ارائه ی این غذا در کانادا به عنوان یک بیزنس را به او دادند . « ساناز صحّتی » - خانم براهنی- نیز از مترجمان بزرگ کشور بوده و هست و همچنین تجربه ی بازی به عنوان نقش اول در یک فیلم سینمایی را هم داشت .

براهنی تقریباً تمام کتابهایش را تقدیم منصور کرده است ، در خاطرم هست که پدرم می گفت : اکثر شخصیت های رُمان های « رازهای سرزمین من » و « آواز کشتگان » براهنی واقعی است ، و براهنی اغلب آن وقایع را ، خود زندگی کرده است .

3-     « پژمان گلچین » مدیر مسئول مجله در سرمقاله ، آب و هوای سال یکهزار و سیصدوهشتاد و هفت را پر از تورّم و قحطی و جنگ مابین شعرا نامیده و عکس کنار چند عدد کتاب منصور ، میان جماعت طاعون زده را تنها باقیمانده ی این بلبشو می داند .

4-     سخن سردبیر از زبان « مولوی » با تیتر « در محاصره ی پرانتز تن » با پرسش از خود عمومیِ نگارنده از سرنوشت و چگونگی زیستن و ماندن شاعر آغاز شده و به روحیه ی جمعی و شناسه های روشنفکرانه و انگاره های انسانی منصور اشاره دارد .

دوستی ی منصور و مولوی هر چند شاید به بیش از یک دهه نرسد ، اما انگاری که این دو سالهای سال با هم همسلّولیِ مسائل و مصائب جامعه بوده باشند ، دارای عمق بسیاری است . آنجا که در نمایشگاه کتاب تهران ، مولوی ، به جرات تهران را پایتخت شعر ایران ندانست و منصور با خواندن شعر ترکی « قارا گونون قوجاغندا » تمامی حضّار را به تامل واداشت و اشک در چشمان همه ، چه آنانکه ترکی می دانستند و چه نمی دانستند حلقه بست .

علیشاه در ادامه ی مطلب خود در دال با این سخن استاد « محمد رضا شجریان » ، « توان زاری خود را به نیروی زندگی بدل کنیم » سعی در همدردی با خانواده ی منصور دارد .

5-     یکی از نگاشته های بسیار زیبای این مجله اختصاص به نوشته ی « علی باباچاهی » با عنوان « دعایی که مستجاب نشد » دارد . این مقاله که یکماه قبل از درگذشت منصور با نامی دیگر در نشریه ی هنرمندان برای آرزوی سلامتی وی نگاشته شده بود ، پس از تولد دوباره ی پدر ، جور دیگری حداقل برای من معنا پیدا می کند . باباچاهی در طول مدت بیماری پدرم ، بارها تلفنی با وی صحبت کرد و از احوال او جویا می شد و در بیمارستان به هنگام عیادت از پدر مدام اظهار پشیمانی می کرد که چرا قبلاً آنگونه که باید و شاید ، با وی آشنا نبوده است .

6-     صدای صادق عشق قدیمی ترین رفیق منصور ، « اکبر اکسیر » به همراه شعر پانکراس ، خود بخوبی نشانگر قدمت دوستی این دو عزیز است . شاید به جرات بتوان گفت این دو ، سهم بسزایی در بازشناسی شهرمان آستارا بعنوان یک شهر فرهنگی ، حداقل در دنیای مطبوعات و کتاب کشور داشته اند .

من خود بنا به ضرورت های شغلی و دانشگاهی که مدتی است در شهر رشت به سر می برم ، در ارتباطهای خود با بسیاری از روزنامه نگاران ، شاعران و حتی مردم عادی ، تازه می فهمم که هنرمندان شهر ما ، در شهر خود آستارا غریب تر از سایر نقاط کشور هستند و این جای بسی تامل دارد ! .  

 

                                                                                  امین بنی مجیدی

amin.banimajidi@gmail.com                                                            

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در سه شنبه 26 آذر1387 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


ترانه‌هايي براي آل‌كاپون بيژن كِلكي

ترانه‌هايي براي آل‌كاپون بيژن كِلكي

به كوشش منصور بني‌مجيدي

براي دانلود اينجا را فشار دهيد

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اين ابر در گلو مانده

كتابي ديگر از منصور بني مجيدي براي دانلود

اين ابر در گلو مانده

دانلود كتاب

 

 


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در چهارشنبه 20 آذر1387 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت