روزنامه ی ایران- اکبر اکسیر: اولين مجموعه شعر منصور بني مجيدي شاعر درد آشناي آستارا با نام «بهاري از خاكستر پاييز» از سوي انتشارات دهسراي رشت به بازار كتاب عرضه شد كه گزيده اي از شعرهاي نو و سنتي شاعر را از سال ۵۷ تا ۸۰ در بردارد.
بني مجيدي كه با شعر بلند تركي «شبان تيره مسكون» خود را شاعري اجتماعي مطرح كرد توانست در مدتي اندك اكثر قوالب شعري را بيازمايد و به عنوان شاعري پر كار در مطبوعات ادبي ايران معرفي شود.
شعرهاي او حكايت درد است و مرثيه روزگار نسل ما: در آبهاي مرصع معصوم/ شعر را با آخرين هجاي مكلف / از رگه هاي روشن مرجان ها/ صدا كردم/ تا شايد: در خلوت مخفي اعماق/ روشن ترين مرواريد را بسرايم/ اما دريغ، دريغ!/ در پيچه پيچه امواج/ هيچ آسمان در امان سبز ذهن نمي بارد ص۱۰
منصور نگران انسان مضطرب قرن است: شعر ما/ گدازه هاي جنوني است/ كه با تنظيف زخم/ دركرانه هاي دور/ با غم گره مي خورد و يا چونان صفير گلوله اي است/ كه در گوش هاي سنگين شهر/ انتشار مي يابد. ص۱۹
او مرگ را با زندگي عجين مي كند و در پرسشي فلسفي دنيا را به پاسخ فرا مي خواند: در چشمهاي مرگ/ چه زيبا نشسته است يك عمر زندگي!/ ما را به قتل خويش/ فرمان كه داده است؟ با مرگ زندگي...ص۲۰
شعرهاي او برآمده از رنج است و پرورده ناكامي ها.
يك گورستان سخن/ بي غسل و بي كفن/ در حجم تنگ تن/ من دفن كرده ام/ تو دفن كرده اي/ ما دفن كرده ايم. ص۲۸
دركشاكش بي ثمر دشنه و دام / در فرازو فرود عصيان هاي نافرجام / و در اسارت مداوم نان و نام/ زخمهاي ناجور حياتمان/ آنچنان سرباز كرده اند/ كه باغ ديرين كلاغ زده مان / مرهم آواز خوش قمري و قناري را به يكباره فراموش مي كند. ص۴۰
او چون از دل مي گويد قالب نو يا كهنه شعر برايش دست و پا گير نيست. سر به اعماق چاه مي بارم/ اشك نه خون و آه مي بارم/ جاي صد ـ روسياه سنگين دل / پاي هردادگاه مي بارم/ پاسخ مردي ام به نامردي است/ مردم، از اين گناه مي بارم ص۴۴
| از ميان شعرهاي بلند اين دفتر شعر غزل خداحافظي صميميت سيالي دارد اين شعر كه در قالب وصيتنامه اي ادبي ـ احساسي تنظيم شده است نشانگر دگرديسي زباني شاعر است: دوستان ! يك تكه چمن به من قرض دهيد/ تابلوغ مردنم را/ روي آن جشن بگيرند ص۸۴ باري با كفش هاي گشاد و تنگ پدر و پسرم سالهاي دراز / در جاده هاي هراس شعر و زندگي / با سرعت/ تند و كند دويده ام/ اكنون تمام راههايم خط به خط شده اند ص.۸۷ امروز شعرهاي سپيدم/ همه بوي تند كافور مي دهند/ و تنها تو مي داني كه ديگر/ آلبوم لبخندم خيلي كهنه است/ نمي خواهم / همسفر مجبور آخرين كوچم باشي/ و گرنه به تمنا از تو تقاضا مي كردم/ مرا هم بگذاري گوشه چمدانت .... ص۹۲
| شعر بني مجيدي در اين كتاب آينه تمام نماي كارنامه شاعري او نيست اين مجموعه كه شتابزده تدوين شده است به اصطلاح گزينه اي است از سالهاي شاعري او و اگر خواننده اين كتاب به ضعف و كاستيهايي برخورد آن ها را نبايد گناه شاعر دانست بلكه به قول آقاي عليرضا پنجه اي ـ شاعر و روزنامه نگار گيلاني ـ علت اين آشفتگي ها نبود يك مشاور ادبي آگاه دراكثر ناشران بويژه ناشران گيلاني است و اين روزها اين درد مشترك تمام شاعران است شاعران ساده دلي كه غافل از ريزه كاري هاي صنعت چاپ و پخش هستند. اين غيبت طولاني ظهور ناگهاني مان/ از حضور دوباره جهان/ واقعي تر است ص.۶۹
اين مجموعه مي توانست با حذف چند شعر زيباتر و گيراتر از اين باشد اما به قول شاعر: آه... از كتيبه اي كه آفتابش آهك كرد ص/۱۱ براي بني مجيدي موفقيت آرزو منديم و چشم به راه مجموعه شعرهاي جديد. مي خوانيم: اي مجمع الجزاير طوفان فزاي باد/ اي خوبترين فرياد هماره درياد/ ما را دمي به حال خود وامگذار. ص۶۶
اكبر اكسير ـ آستارا ۸۱‎/۱۱‎/۱۱


 

نوشته شده توسط دوستداران منصور در جمعه 10 آبان1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت